لانس آرمسترانگ، قهرمان مبارزه با سرطان
![]()
لانس آرمسترانگ، قهرمان مبارزه با سرطان
(لانس آرمسترانگ) دوچرخه سوار آمریکاییبا پیروز شدن بر سرطانش به بزرگترین موفقیتدر طول زندگی خود دست یافته است. به عقیدهخودش پیروزی و غلبه بر بیماری سرطان مهمتر ازپیروزی در مسابقات دو چرخهسواری است. اوتاکنون توانسته به طور پیدرپی در مسابقاتدوچرخهسواری گوی سبقت را از دیگران برباید.مسابقات تور (دوفرانس) سنگینترین دورهرقابتهای دوچرخهسواری در جهان است کهدوچرخهسوران در آن مسافت سه هزار و ۶۰۷کیلومتر را در ۲۱ مرحله رکاب میزنند. لانس نیز باهفتمین پیروزیاش، بازنشستگی خود را جشنگرفته است. او که رهبر مبارزه با سرطان لقبگرفته در زندگی ۳۴ ساله خودش توانستهمهمترین و با ارزشترین کار را انجام داده باشد.در این مقاله به زندگی این ورزشکار با اراده اشارهخواهیم کرد.
تولد یک قهرمان
(لانس ادواردگاندرسون) در ۱۸ سپتامبر۱۹۷۱ در (پلانوی تگزاس) چشم به جهان گشود.دوچرخهسواری را از ۴ سالگی آغاز کرد. او در۱۱ سالگی مسابقه دوچرخهسواری را تجربه کرد. وبرای اولین بار برنده شد. مادرش زنی بسیارمهربان است. لانس ۱۰ سالی بیش نداشت کهپدرش به دلیل اختلاف زناشویی، خانوداه راترک گفت. از این رو لانس و مادر تنها شدند. مادرمجبور بود در دو جا کار کند تا از عهده خرج وهزینه زندگی برآید. اومی خواست لانس بهبهترین نحو تحصیل کند و بتواند پلههای ترقی رابپیماید. لانس از همان دوران نوجوانی شورعجیبی برای رقابت داشت البته مادرش اعتماد بهنفس و حس رقابت را در پسر عزیزش تقویتمیکرد. او همیشه به پسرش میگفت به پیروزیفکر کن و از مبارزه نترس. هیچوقت نباید باخت ازآن تو باشد. ۱۳ ساله بود که درمسابقاتدوچرخهسوری (آیرون کیدز) شرکت کرد و نفراول شد و مدال طلا گرفت. به این ترتیب بهعنوان قهرمان در سطح نوجوانان زبان زد خاصو عام شد به طوری که چندین مجله ورزشی مانند(فرانس پرس) به او لقب (آقایرییس) را دادندلانس از کودکی بسیار متواضع و فروتن بود واجازه نداد این القاب سبب کبر و غرور شود.خودش در این باره معتقد است، زندگی من شایداین طور به نظر برسد که هر ساله شاهد قهرمانیباشم اما این مسائل مرا غرق نمیکند. من تنها بهتجربه کردن میاندیشم و بر این عقیده هستم کهباید هر روز بهتر از روز پیش زندگی کرد و از لحظهبه لحظه زندگی درس آموخت. لانسآرمسترانگ در ۲۱ سالگی وقتی خود را برایشرکت در مسابقات دوچرخهسواری تور فرانسهآمده میکرد، جوانترین شرکتکننده از آمریکابه شمار میرفت.
مبارزه با سرطان ![]()
باید متذکر شد که زندگی این ورزشکار برتر ازسال ۱۹۹۶ به بعد به دو دوره قبل و بعد ازسرطان تقسیم میشود. زیرا برخلاف بسیاری ازبیماران سرطانی که این بیماری را پایان زندگیخود میدانند، اما برای لانس موضوع کاملا فرقمیکند. او تا قبل از سرطان قهرمان مسابقاتبسیاری شده بود و کارشناسان او را (ربالنوع) یاخدای مسابقات دوچرخهسواری نامیده بودند. اوبعد از این که در مسابقات (اسلو) به مقام قهرمانیرسید و نابغه شماره یک ورزش دوچرخهسواریشد، حتی تا المپیک (آتلانتا) نیز پیش رفت،نمیدانست چه سرنوشتی را در پیش دارد. لانسوقتی وارد ۲۴ سالگی شد به دلیل درد شدید درناحیه قفسه سینه و زیر شکم نتوانست در مسابقاتشرکت کند. لذا در بیمارستان بستری شد و بعد ازیک سری آزمایشهای بالینی، پزشکان متوجهشدند که او به سرطان پیشرفته بیضه مبتلا شد که تاقفسه سینهاش پیش رفته است. لذا آرمسترانگ باعزمی راسخ شروع به مبارزه با بیماریاش کرد.پزشکان به وی گفتند که تنها ۴۰ درصد شانسزنده ماندن دارد اما لانس با تقویت روحیه خوداین شانس را به ۹۰ درصد رساند. او بعد از عملجراحی و برداشته شدن بیضه راست وقسمتهای آسیب دیده در مغزش، یک دوره سهماهه تحت معالجه با شیمی درمانی قرار گرفت. اودر این مبارزه پیروز شد. بسیاری از اطرافیان وپزشکان و مربیانش او را در این نبرد سخت وبازگشت به ورزش حرفهای کمک کردند. خودشدر این مورد میگوید: با خودم تصمیم گرفتم کههر طور شده سلامتیام را به دست بیاورم. بههمین علت بعد ازعمل جراحی به محض این کهکمی زخمها و جای بخیهها التیام یافت دوباره بهسراغ دوچرخه عزیزم رفتم. البته در این راهدوستان و مربیان و به ویژه مادرم مرا حمایتکردند. (لیندا) مادر لانس در تمام این مدت از اوپرستاری کرد. او میگوید: (۱۷ سال داشتم کهلانس را به دنیا آوردم ولی مدتی بعد به دلیلاختلاف با پدر او از هم جدا شدیم و لانس نزد منماند. همیشه سعی میکردم بهترین زندگی رابرایش فراهم کنم.) لانس بهبودیاش را مدیونمادرش است. او در این زمینه اظهار دارد: اومربی من، دوستم، مشوق و انگیزه من، پزشک وراننده من در طول زندگیام بوده است. از خداسپاسگزارم که او را داشتهام. او در همه شرایطسخت درکنار من بوده است. مادرم در همهشرایط سخت چه در مسابقات و چه به هنگام مقابلهبا بیماریام به من قدرت و اعتماد به نفس میداد.از او ممنونم، او در مورد آن دوران و پزشکانی کهاو را کمک کردند تا سلامتیاش را به دست آوردمیگوید: من چند سال پیش تقریبا مرده بودم اماپزشکان همچون فرشته به من کمک کردند و مرابه زندگی بازگرداندند. من فکر میکنم که هیچگاهاز ابتدای زندگیام به این خوبینبودهام. (گیبفلدمن) رییس بخش سرطان پروستات در تگزاسمیگوید : (این یک موفقیت بزرگ برای جامعهپزشکی محسوب میشود. در واقع سرطان بیضهیکی از سرطانهای کشنده میباشد اما اینورزشکار با روحیه قوی خود توانست با اینبیماری لاعلاج مبارزه کند و پیروز شود.) (سیر بلگیمارد) مربی او یکی از کسانی است که دربازپروری لانس سهم بزرگی داشت و در تماممدت در کنار لانس بود. او در مورد لانسمیگوید: (او قویترین موجود دنیای ورزشاست.)
بنیاد مبارزه با سرطان ![]()
لانس بعد از مبارزه با سرطان تنها بهدوچرخهاش فکر نمیکرد. بلکه تصمیم گرفت بهیاری بیماران سرطانی بشتابد. او بنیاد لانسآرمسترانگ را در سال ۱۹۹۷ به منظور کمک وپشتیبانی از بیماران سرطانیبرپاکردوباشعار(زندگیمقتدارنه)فعالیتهایخودراگسترشداد.
او سعی میکند به این گونه بیماران امیدزندگی دهد. لانس به جمعآوری پول از سویثروتمندان پرداخت و اکنون او یکی ازسرشناسترین افراد در مبارزه با سرطان شناختهشده است در واقع لانس تنها یک قهرماندوچرخهسورای نیست بلکه یک اسطوره وخیراندیش برای بیماران سرطانی نیز میباشد.لانس همچنین سخنگوی جنبش مبارزه با اینبیماری است. یکی از کارهای زیبا و کمنظیری کهبرای کمک به افراد سرطانی صورت گرفته است،ساخته شدن دستبند برای نجاتیافتگان میباشد.شرکت تولید لوزم ورزشی (نایک) با اهدا یکمیلیون دلار موجب ساخته شدن ۵ میلیوندستبند مخصوص افرادی بود که در زندگی قویهستند، شد. روی تمام این دستبندها نام لانسحک شده بود و علاقمندان با پرداخت ۱ دلارصاحب این دستبند میشدند و این پولها صرفکمک به بیماران سرطانی میشد. در مدتکوتاهی این دستبندها در سراسر جهان شناختهشد و طرفداران زیادی پیداکرد حتی بعضی ازافراد حاضر به پرداخت ۲۰ دلار برای خرید ایندستبدها بودند. به طوری که ۳۲ میلیون نفر درجهان صاحب این دستبند هستند که سمبل مبارزهبا بیماری سرطان است. لانس هر چند ماه یک باراز طریق تلویزیون با مردم صحبت میکند وبیماران سرطانی با او تماس میگیرند و او آرزویسلامتی برای آنان میکند. لانس اکنون ۳۴ سالدارد و نامش را در تاریخ به عنوان نخستین کسیکه توانست در هفت مسابقه متوالیدوچرخهسورای تور فرانسه مقام اول را کسب کندو به ثبت برساند. او شعارش این است (نباید تسلیمشد) یک نکته جالب از لانس این است که وقتیقصد داشت به درمان سرطان مشغول شود یکی ازمهمترین سوالاتی که از پزشکان میپرسید اینبود که آیا حق دارد در طول درمان قهوه بنوشد،زیرا زندگی بدون یک فنجان قهوه در روز برایاو مرگآور بود. که پزشکان به او اجازه نوشیدنیک فنجان قهوه را دادند.
زندگی مشترک![]()
لانس در ژوئن ۱۹۹۷ با (کریستین ریچارد)آشنا شد و در می۱۹۹۸ با وی ازدواج کرد. ثمرهاین ازدواج ۳ فرزند بود. (لوک) در اکتبر۱۹۹۹ و دوقلوهای (ایزابل) و (گریس) درنوامبر ۲۰۰۱ به دنیا آمدند. این ازدواج سرانجامخوشی نداشت او در سپتامبر ۲۰۰۳ از همسرشجدا شد، زیرا کریستین از این زندگی راضی نبود،او دوست نداشت همسرش به دلایل مختلف ازقبیل مسابقات و یا رسیدگی به بنیاد خیریه مبارزه باسرطان از خانه دور شود، لذا این ازدواج به طلاقمنجر شد. لانس بعد از جدایی از همسر نخستش با(شرلی کرا) آهنگساز معروف آمریکایی در پاییز۲۰۰۳ نامزد کرد. شرلی، به دلیل شجاعت وشخصیت ویژه لانس حاضر به ازدواج با وی شدهاست. این زن آهنگساز میگوید، بعد از یک سالآشنایی با لانس از بودن با او لذت میبرم. وقتیکه خود را برای شرکت در ششمین دوره مسابقاتفرانسه آماده میکرد متوجه شدم که رشته کاریاو خیلی پرهیجانتر از کار من است. آنها قراراست در تابستان ۲۰۰۶ جشن عروسی خود راهرچه باشکوهتر برگزار کنند. شایان ذکر است کهشرلی کر و فرزند بزرگ لانس در بنیاد خیریهلانس فعالیت میکنند و تا آن جا که از دستشانبرمیآید برای بیماران سرطانی پول جمعآوریمیکنند.
آرمسترانگ و فرمانداری ![]()
به گزارش آسوشیتدپرس، لانس آرمسترانگاین روزها به فکر فرمانداری تگزاس است ومیخواهد بوش را مجبور به سرمایهگذاری درراستای درمان و تحقیقات سرطان کند. او که خودسابقه طولانی در مبارزه با سرطان دارد، چندیپیش به مدت ۲ ساعت با بوش به دوچرخهسورایو گفتگو پرداخت و اعلام کرد که دوچرخهسواریاو برای مذاکره با بوش بر سر سرمایهگذاری بودهاست نه یک همراهی احمقانه، لازم به ذکر استکه لانس در این دوچرخهسواری ۳۰ کیلومتریاز بوش تقاضای کمکهای ملی کرده است امابوش تاکنون او را حمایت نکرده است.
دستهها: آموزشی, دوچرخه سواری

